![]() |
الهه ايی از آسمان |
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است؛بد است
ونه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم!
یا که چون اغذیه ی مشهورش؛تا به این حد گندم!
ای دوصد نور به قبرش؛مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم....!!
*شعر از مرحوم حسین پناهی*
... پيام هاي ديگران() link یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ - یوسف حیدری
ما هم ز روزگار جوانی اسیر ساغرو پیمانه بوده ایم......
... پيام هاي ديگران() link شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ - یوسف حیدری
دل بیقرارم؛ تا منو تاییدم کنه حضرت زهرا
چشم انتظارم ؛کی نوبتم میشه که زائرت شم آقا
دل مبتلاته ؛دل مستمند لطف یک گوشه نگاته
اینجوری عادت؛ کردم دیگه کرببلا تو روضه هاته
دل غرق درده ؛باز این دلم هوای کربلاتو کرده
چطور نسوزم ؛ دلم هوای صحن با صفاتو کرده
خدا وکیلی؛ تو عطر گلها عطرو بوی یاس رو عشقه
ساده بخونم ؛بین همه عشقها فقط عباس رو عشقه
ای تار و پودم؛ اگه تو لیلی نبودی مجنون نبودم
خدا میدونه؛ به نام زینبت سند خورده وجودم
شاه و امیرم؛ قسمت نشد اگه تو کربلا بمیرم
یه کاری کن تا؛ یه روز تو صحن مشهدالرضا بمیرم
... پيام هاي ديگران() link چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ - یوسف حیدری
سلام به همه ی دوستان بازدید کننده...
اگه بخواین تو یه جمله با آقا امام زمان (عجل الله)حرف بزنین چی میگین؟؟
لطفا تو قسمت نظرات بنویسین.......التماس دعا
... پيام هاي ديگران() link پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ - یوسف حیدری
صلی الله علی فاطمة الزهراء و أبیها
وبعلها و بنیها
واسّرالمستودع فیها
بعددٍ ما أحاط بهِ علمک....
... پيام هاي ديگران() link پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ - یوسف حیدری
السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواح التی حلّت بفنائک علیک منّی سلام
الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل والنهار ولا جعل الله آخرالعهد منّی لزیارتکم
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی
اصحاب الحسین صلی الله علیک یا ابا صالح المهدی عجل الله تعالی
فرجک وسهّل الله مخرجک و رزقنا الله رویتک و رحمة الله و برکاته...
... پيام هاي ديگران() link چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸ - یوسف حیدری
ما به رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای عشق
... پيام هاي ديگران() link شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ - یوسف حیدری
سلام خدا بر قائم آل محمد و نیاکان پاک و مطهرش
با آرزوی ظهور.....
با آرزوی وصال......
با تمام آرزوهای آسمانی........
برای تعجیل در ظهور امام غریبمان....
« اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم »
... پيام هاي ديگران() link دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸ - یوسف حیدری
.......................................................................
.......آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت......
........من ندانم که در این خانه به چه سودا زد و رفت.....
.....یاکه می خواست که تنهایی ما را به رخ ما بکشد.........
.......یا فقط طعنهء دردی به دل ما زد و رفت........
.............................................................
... پيام هاي ديگران() link پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧ - یوسف حیدری
روزی قطره آبی آرزو داشت تا بزرگ شود...
از ابر پرسید: چگونه میتوانم چون تو بزرگ شوم و به آسمان بیایم؟
ابر لبخند زد و گفت: روزی من نیز چون تو این سوال را با خود داشته ام....
تو باید به همراه رود و رسیدن به دریا بزرگ شوی تا به بزرگان بپیوندی!
اوج هرساکن ماندن؛مردابی بزرگ و باتلاقی مرگ آور است!
در آن هنگام قطره تصمیم گرفت با اولین رود خود را به دریای مهربان برساند
تا راه بزرگی را با تلاش خود بیابد....
حالا که باران می بارد من هم صورتم را میان قطره های اشک شوق ابر بزرگ
می گیرم که پله های بزرگ شدنش را به من هم بیاموزد......
« آسمانی باشید »
... پيام هاي ديگران() link پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ - یوسف حیدری
شاید این لحظه که به ما داد خدا؛
لحظهء گریهء طفلی باشد؛
که دودست کوچکش را؛
به تمنای نگاهی پر مهر؛
به رخ پرخون مادر می کشاند........
... پيام هاي ديگران() link شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧ - یوسف حیدری
................. ..................
...................به نام پادشاه پاک...................
...........من از روز ازل چون دیده ام خال لبش را.........
...........چنان مستم که گم کرده دلم حال خودش را..........
..........همه گویند چرا آواره ای سوی که هستی؟..........
.....چو شبگردم که می جویم کنون ماه شبش را......
............................................................
..............آسمانی باشید.............
... پيام هاي ديگران() link یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧ - یوسف حیدری
...... میزدم پر سه ببینم چه چیزی خوبه برامون.........
........ هرچی لبخنده خریدم واسه روز گریه هامون.........
........ یه عالم رنگ بنفشه دو...سه آواز قناری..........
........ یه سبد عمر دوباره دو... سه تا روز بهاری.......
........ یه وجب از آسمونی که به یاد تو می باره.......
........اوج اون پرنده ای که داره اسم تومیاره........
........ یه نسیم پاک و تازه که تورو برام بیاره........
........ یعنی یه ماه تمومو واسهء شبام بیاره.......
........ یه زلال ُترد و نازک واسه تو سینه تپیدن......
........ یه قلم مو که یه روزی نازِ چشماتوکشیدن....
........ یه قلم مو که یه روزی نازِ چشماتوکشیدن......
......... یه قلم مو که یه روزی نازِ چشماتو کشیدن.........
......... یه قلم مو که یه روزی نازِ چشماتوکشیدن.......
« آسمانی باشید »
,
...ادامه مطلب پيام هاي ديگران() link چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧ - یوسف حیدری
-- برای تا تو رسیدن، شهاب کم دارم--
-- برای لمس نگاهت، سراب کم دارم--
--برای از تو گفتن، واژه ها نایابند--
--صدای من حبس شده، شعر ناب کم دارم--
--تنم سوخته از سوز نگاه مهربانت--
--برای آه لبت، جواب کم دارم--
--بیا ساقی و جان تازه ام ده--
--برای مستی ام، جام شراب کم دارم--
--دراین سرما چه تنها مانده این تن--
--هوای ناب پراز مهتاب کم دارم--
-- بمان و حرفی از رفتن نزن با من--
--میان ماندن و رفتن، انتخاب کم دارم ...
-
(کوچه گرد)
....... آنگاه که دلم تنگ یار میشود.........
........گلبرگهای من رنگ خار میشود.......
....... ازآنروزکه دیدمت تا به حال...........
....... چشمانم از انتظار تو زار میشود.......
....... گفتی سخن از دل برآورم زهجر؟.........
....... آفتاب چو رنگ شب تار میشود............
....... محبوب من، سخن از دوست خوشتر است....
.......افسون تو بردل طناب دار میشود...................
.......دلا چنان دعا کن که عاقبت.................
....... شفای یار ما حسن کار میشود...........
................آسمانی باشید..................
خدایا؛آبروی مرا به توانگری نگهدار....
و شخصیت مرا به تنگدستی از بین مبر......
تا مبادا از روزی خواران تو روزی بخواهم......
و از آفریده های بد کردار طلب مهربانی کنم......
و در حالتی قرار گیرم؛
که به تعریف و تمجید کسی که به من چیزی داده بپردازم؛
و از کسی که مرا از امکاناتی منع کرده بد گویی کنم......
« آسمانی باشید »
... پيام هاي ديگران() link سهشنبه ۱ آبان ۱۳۸٦ - یوسف حیدری
الو سلام
منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد،حساب بنده هایتان جداست؟
الو.....
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد؟کمی بلندتر
صدای من چطور؟خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو،مرا ببخش،باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم،دوباره،تا خدا خداست
دوباره....
.. تا خدا خداست
************************************
... پيام هاي ديگران() link دوشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٦ - یوسف حیدری
ساده مثل لبخند مادر در صبحگاهان....؛
ساده مثل نگاه معصومانه مادر که تا صبح نظاره گر
خواب کودکانه ستارگان است....؛
« مادرم »روزت مبارک؛
با آرزوی عمری مستدام 
با سلامتی
... با عشق....
با همه ء دعاهای ناگفتنی...........
« آسمانی باشید »
... پيام هاي ديگران() link جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦ - یوسف حیدری
سحر وقت نور است ودلدادگی؛
سحر چون کمال است و آزادگی؛
خدایا شبی پر صنم دیده ام؛
ولی هر دلی را ز غم دیده ام؛
خدایا مگر بحر تو در کجاست ؛
که غواص دل هم به توآشناست ؛
خدایا به امید وصل آمدم ؛
که از گمرهی من به اصل آمدم ؛
خدایا به زندان هم آزادی است ؛
زخوبان شفا را همه شادی است ؛
خدایا بزن بر دلم آتشی؛
چو خندان شود از دلم مهوشی ؛
ز شوقت کنار تو پروانه ام ؛
که گردیده نار تو میخانه ام ؛
کنون پرزنم سوی تو چاره چیست ؛
بجز من به کوی تو آواره کیست ؛
من از ادعایم به تنگ آمدم ؛
که از انتهایم به ننگ آمدم ؛
خدایا بیفکن مرا در الست ؛
به راه تو باشم مرا هر چه هست.......
« آسمانی باشید » 
... پيام هاي ديگران() link سهشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦ - یوسف حیدری
بیار ساقی آن می که خون حیات؛
از او شد روان در رگ کائنات؛
بیار ساقی آن می که جام آفرید؛
به من ده که جان جامه بر تن درید؛
بده ساقی آن می که جان بهار؛
از او جرعه ای خورد و شد پر نگار؛
به مستی شرح این درگلستان بخفت؛
سحر رنگ و بو گشت و در گل شکفت؛
کجا تن کشد بار هنگام اشک؛
که او جام جان است وجان جام اشک؛
به من ده که خورشید رخشان شوم؛
زگنج نهان گوهر افشان شوم.......
«آسمانی باشید»


